السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

78

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

يا ( بالعكس ) ترديد در ماهيت و معناى چيزى كنيم در حالى كه جزم به وجود آن چيز داريم ، مانند اين‌كه بپرسيم : آيا نفس موجود انسانى ، جوهر است يا عرض . و ترديد در يكى از اين دو ( ماهيت و وجود ) با جزم و يقين به ديگرى ، حكم به مغايرت آن دو مىكند . شرح در عين آن‌كه وجود ، مشترك معنوى است و صدر المتألّهين اين نكته را يك امر بديهى قلمداد كرده‌اند ، لكن در ميان متكلمان كسانى بوده‌اند كه اين امر بديهى را انكار كرده و مدعى شده‌اند كه وجود ، مشترك لفظى است . مؤلف مىفرمايند : اين ادعا به دو دليل سخن درستى نيست : 1 . اين‌كه اگر وجود مشترك لفظى باشد ، فايده‌اى كه در استعمال « هل بسيطه » هست ، به طور كلى ساقط خواهد شد . همان‌طور كه در منطق گفته شده « هل » دو گونه است : هل بسيطه و هل مركّبه . ما با هل بسيطه از اصل موجوديت يك موجود سؤال مىكنيم ، كارى به خصوصيات آن نداريم . مثلًا سؤال مىكنيم كه آيا زيد وجود دارد يا نه ، زمين و آسمان وجود دارند يا نه ، مجرد و فرشته وجود دارند يا نه ، كه جواب همهء اينها يك‌سان است كه بله ، زيد وجود دارد ، زمين و آسمان وجود دارند ، مجرد و فرشته وجود دارند . و در هل مركب سؤال از اصل موجوديت يك موجود نيست ، بلكه سؤال از حالات و خصوصيات آن موجود هست . مثلًا مىپرسيم كه آيا زيد عالم است ؟ يا آسمان آفتابى است ؟ اشكال اول به قائلين اشتراك لفظى اين است كه اگر لفظ وجود ، معناى واحدى ندارد بلكه به تعداد هر ماهيتى كه وجود بر آن حمل مىشود معناى وجود مختلف مىشود ، پس سؤال با هل بسيطه براى شنيدن جواب از اصل موجوديت هر موجود ، به طور كلى منتفى و بىفايده مىشود ؛ زيرا لفظ موجود داراى معنايى كه دلالت بر بودن اشياء بكند ، نخواهد بود ، بلكه يك معنايى مرادف با ماهيت اشياء خواهد داشت ، و ما نخواهيم توانست پاسخ سؤال هل بسيطه را با كلمه « موجودٌ » بشنويم . و چون اين